Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/masuodba/domains/masuod-bazoodar.ir/public_html/dr/wp-content/themes/Sahifa-Theme/sahifa/framework/functions/theme-functions.php on line 626 بررسی شهادت ثالثه در اذان » پایگاه اطلاع رسانی دکتر مسعود بازودار


بررسی شهادت ثالثه در اذان

از زمان صفویان که شهادت ثالثه در اذان شیعیان به صورت رسمی ازموذنه ها گفته شد وتا به امروز هم ادامه یافته است این سئوال را به ذهن می رساند که این شهادت ثالثه یعنی اشهد ان علی ولی الله جزء اذان هست یاخیر؟
دراین مختصر به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

روایت در باب بررسی شهادت ثالثه در اذان:

مرز بین اعتقادصحیح وغلط بسیارباریک است وهمیشه ترویج افراط وتفریط باعث انحراف است.لذامطلب مختصری درخصوص شهادت ثالثه دراذان تقدیم می شود:
شيعيان در اذان پس از شهادت بر رسالت رسول الله(ص)، بر ولايت اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليهما السَّلام گواهى مى دهند، و اين مسأله در تمام بلاد شيعى مشاهده مى شود، در اين باره توضيح چند نكته ضرورى است ؛
الف)تمامى فقهاى شيعه بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه شهادت ثالثه «شهادت بر ولايت على (عليه السَّلام)» جزء اذان نيست و لذا هنگامى كه فصول اذان را مى شمارند، آن را هجده فصل بيشتر نمى دانند كه عبارتند از
۴ تكبير، ۲بار شهادت بر وحدانيت خدا، ۲ بار شهادت بر رسالت پيامبر ، ۲ بار «حى على الصلاة»، بار «حى على الفلاح»،۲ بار «حى على خير العمل»، ۲تكبير و۲ بار تهليل و اين سخنى است كه فقهاى شيعه جملگى بر آنند ؛
المقنعة ، ص ۱۰۰الرسائل للشريف المرتضى: ج ۳ ص ۳۰. الكافي للحلبي: ص ۱۲۰ المراسم العلويّة: ص ۶۷. المعتبر (الطبعة الحجريّة): ص ۱۶۵و ۱۶۶ المنتهى: ج ۴ص ۳۷۴.مجمع الفائدة والبرهان: ج۲ ص ۱۷۰
اگر فردى شهادت سوم را به عنوان جزئى از اذان بگويد، كار حرامى مرتكب شده و گناه كرده است.
شهادت سوم در اذان، بدون قصد جزئيت ، مستحب است و اين استحباب، دو مبنا دارد.
۱. على (عليه السَّلام) به حكم قرآن و حديث رسول گرامى ، ولىّ خداست.
۲.امام صادق عليه السَّلام فرمود ؛ هر گاه به رسالت پيامبر شهادت داديد بر ولايت على نيز گواهى دهيد.
در اثبات اصل نخست و اين كه على عليه السَّلام ولىّ خداست، گذشته از حديث متواتر غدير و روايات متواتر كه پيامبر گرامى كراراً فرموده است: يا على أنت ولى كلّ مؤمن بعدى، ( کنزالعمال ج ۶ ص ۳۹۶) قرآن مجيد نيز بر ولايت على عليه السَّلام تصريح كرده است، آنجا كه مى فرمايد ؛
«تنها ولى و سرپرست شما خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند؛ همانها كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند، حزب و جمعيت خدا پيروز است». ( مائده ۵۵)
مفسران اتفاق نظر دارند كه اين آيه در حقّ اميرمؤمنان على عليه السَّلام وارد شده است، آنگاه كه فقيرى وارد مسجد شد و از مردم درخواست كمك كرد و حضرت در حال ركوع بود، با انگشت خود به فقير اشاره كرد كه انگشتر را از دست او برگيرد و در آن هنگام دو آيه ياد شده فرود آمد
این شان نزول را مرحوم محدّث بحرانى در غاية المرام ۲۴ حديث از منابع اهل سنّت و ۱۹روايت از منابع و مصادر شيعه نقل كرده است، كه مجموعاً ۴۳حديث مى ‏شود.بنابراين، رواياتى كه پيرامون اين آيه وارد شده متواتر است .
علاوه بر اين، علّامه امينى در كتاب بى ‏نظيرش، الغدير، از بيست منبع معروف اهل سنّت رواياتى پيرامون آيه شريفه محلّ بحث نقل مى‏ كند؛ منابع معروفى چون تفسير طبرى، تفسير اسباب النّزول، تفسير فخر رازى، تذكره سبط ابن جوزى و الصّواعق ابن حجر و نور الابصار شبلنجى و تفسير ابن كثير و مانند آن كه از اعتبار خاصّى در نزد اهل سنّت برخوردار است‏.
الغدیر ج ۲ ص ۵۲ به بعد
بدين ترتيب، با توجه به آيه مذكور و آيات و روايات متعدد ديگر، آشكار مى گردد كه اميرمؤمنان عليه السَّلام ولىّ و سرپرست مؤمنان از جانب خدا است.
در خصوص نكته دوم نيز قاسم بن معاويه، از اصحاب امام صادق و كاظم عليمها السَّلام از آن حضرت چنين نقل كرده است ؛
«إِذا قَالَ أَحدكُمْ لا إِلهَ الّا اللّه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه، فَلْيَقُل عَلىٌّ وَلِىُ اللّه».
«هر گاه كسى از شما به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر گواهى داد، براى تكميل شهادت به ولايت على (عليه السَّلام) نيز گواهى دهد».
احتجاج طبرسی ص ۸۳
بنابر آنچه گفته شد، احدى از شيعيان آن را به عنوان جزئى از اذان نمى گويد وحتى برخى در اقامه براى اينكه از ديگر اجزا تميز داده شود، فقط يك بار آن را مى گويند و در اين صورت مشكلى در اين مورد نخواهد بود ، لذا می بینیم که در کتاب العروه الوثقی چنین آمده است ؛
« قول مشهور، جمله «أشهد أنّ عليّا ولىّ اللّه» جزء اذان نيست، ليكن از آن جا كه شهادت به توحيد و نبوّت بدون شهادت به ولايت كامل نيست، پسنديده و مطلوب است كه بعد از جمله «أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه» شهادت به ولايت امير المؤمنين و ساير معصومان عليهم السّلام نيز آورده شود »العروة الوثقى ج۱ ص۶۰۲

شیخ صدوق نیزکه می فرماید:
« اذان صحیح همان است که آوردیم ، در این اذان نه ممکن است چیزی اضافه کرد و نه می‌شود از فقرات اذان کم کرد. مفوضه لعنهم الله در اذان دو مرتبه محمد و آل محمد خیر البریه را اضافه کردند.و در بعضی روایات بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللَّهِ» را اضافه کرده‌اند که دو مرتبه آن را تکرار می‌کنند. البته هیچ شکی نیست که امیرالمؤمنین ولی خداست و حقا امیرالمؤمنین است و حضرت محمد و اهل بیتشان خیر البریة هستند. اما این عبارت‌ها در اصل اذان نیست ، من می‌خواستم این حرف‌ها را بزنم تا مردم کسانی که متهم به تفویض و تدلیس هستند را بشناسند »
الفقیه ج ۱، ص ۲۹۰
مفوضه ای که مقصود شیخ صدوق اند ، کسانی اند که می گویند خداوند خلقت و تدبیر دنیا را به پیامبر و علی و اهلربیت علیهم السلام واگذار کرده است ؛الحدائق الناضره ج ۷ص۴۰۴
امام رضا علیه السلام فرمود ؛
« کسی که گمان کند پرودگار امر خلق کردن و رزق دادن را به حجت هایش واگذار کرده است ، گرفتار شرک شده است »عیون الاخبار ج۱ ص۱۲۴
و چنین دعا می کرد و به خدا پناه می برد
« خدایا من به تو پناه می برم و به سوی تو بیزاری می جویم از کسانی که نسبت هایی به ما می دهند که شایسته ما نیست ، خدایا خلق کردن و رزق دادن تنها برای تو است …کسی که گمان کند خلق کردن و رزق دادن با ما است ، ما از او بیزاریم »بحار الانوار ج۲۵ ص۳۴۳
امام زمان علیه السلام نیز در توقیعی می فرماید
« خداوند است که خالق اجسام و رازق می باشد ، امامان تنها می توانند دعا کنند تا خداوند مطابق دعای آنان خلق کند و روزی بدهد »الاحتجاج ج۲ ص۴۷۱
مرحوم شیخ صدوق قصدشان این است که مفوضه این فقرات را به عنوان جزء اذان و جزء اقامه و به قصد ورود داخل کرده‌اند ، لذا می گوید ؛ « اما این عبارت‌ها در اصل اذان نیست ، من می‌خواستم این حرف‌ها را بزنم تا مردم کسانی که متهم به تفویض و تدلیس هستند را بشناسند »
حرف ایشان این است که نام امیرالمؤمنین در اصل اذان نیامده و جزء اذان وحی شده به نبی گرامی اسلام نیست. بنابراین فرمایش «شیخ صدوق» با فتاوی دیگر فقها هیچ تناقضی ندارد ، ما هم می گوییم که شهادت به ولایت جزء اذان و اقامه نیست و نباید آن را به عنوان یک جزء محسوب کرد ، به خلاف مفوضه که غالیان مشرکی بودند که معتقد به جزئیت شهادت به ولایت در اذان و اقامه بودند ، بنابراین شهادت به ولایت جزء اذان و اقامه نیست ، اما گفتن آن نه به قصد جزئیت بلکه به قصد تبرک و اقرار به ولایت ، به حسب آنچه آمد ، خوب و مستحب است ، چنان که علامه مجلسی می گوید ؛
«بعيد نيست كه شهادت به ولايت از اجزاى مستحبّ اذان قرار گيرد، زيرا شيخ و علامه و شهيد و ديگران شهادت داده ‏اند كه اخبارى در اين مورد وارد شده است.»بحار الانوار ج۸۱ص۱۱۱
یا شيخ عبداللَّه مامقانى مى‏ گويد
«اگر شهادت به ولايت على عليه السلام را بعد از شهادت‏ به رسالت، به قصد تيمن و تبرك و قربت مطلقه- نه به قصد جزئيت- بگويد اشكالى ندارد، بلكه حسن است.»مناهج المتقین ص۶۲

درباره‌ی دکتر مسعود بازودار

همچنین ببینید

وفات حضرت خدیجه

همگی با این جمله آشناهستیم که تاریخ را قوم غالب می نویسند.بعدازغصب خلافت ،بی مهری …

18 نظر

  1. حمیده حسنی

    بررسی شهادت ثالثه در اذان:استحکام هربنائی به استحکام پایه های ان است هرچه پایه ها محکم تر شد ان بنا استحکام بیشتری دارد پایه های بنای اسلام همان اصول دین است که اولین ان توحید ویگانگی خدا وبعداز ان نبوت پیامبر و امامت ..است این اصول باید همیشه در یادها و زبان ها زنده بماند و شهادت ثالثه در اذان از مصادیق بارز تبلور این شعارهای اساسی دین است

  2. محمدرضافیروزی

    باتوجه به حدیث متواتر غدیر و همچنین دیگر احادیث مانند اینکه پیامبر فرمودند من شهر علم هستم و علی در آن هر کس بخواهد به آن وارد شود باید از در آن وارد شود معتقدیم جانشینان پیامبراسلام علی(ع) و ذریه ی بر حق ایشان هستند و همین طور با توجه به اصول دین که امامت یکی از آنان است البته بعد از توحید و پیامبری پیامبران ما معتقدیم که اسلام واقعی اسلام ناب محمدی اسلام هدایت کننده جز با ولایت علی ابن ابی طالب و امامان بعد از ایشان میسر نیست. لذا اعتقاد ما بر ولایت و جانشینی ائمه ی معصوم می باشد و به درستی که در متن اشاره شد قصد از گفتن اذان ثالثه نیتی جز قبول ولایت و اشاره به ولایت امیرمومنان علی ابن ابی طالب نیست و استدلالات خوبی به لحاظ منابع فقهی مبنی بر جانشینی علی ابن ابی طالب وجود دارند که مستند و اصیل است . لذا حکم استحباب به نظر درست می باشد و با امامت امامان نیز سازگاری دارد که از اصول دین است.

  3. سبدمسعودامیدی

    سلام وتحیت حضور استاد ارجمند آقای دکتر بازودار

    با مجموع فرمایشات جنابعالی موافقم ونکته اینست که به روایت از حضرت ختمی مرتبت(ص) ان مدینة العلم و علی بابها ، ورود به حصن حصین اسلام منحصرا با تمسک به حضرت امیر میسوراست.
    ذکر ثلاثه به نحوی شعار اسلام و احترام به عقاید این دین مبین است.
    خصوصا اینکه در شهادت به ولایت حضرت امیر، فی الواقع تبلیغ دین اسلام شیعیان مطرح میشود.
    البته چنین تفاوتی با ذکر اهل تسنن، ریشه در منازعات دینی در ثقیفه بنی ساعده و ظلم محرز در حق حضرت امیر (ع) دارد که ما شیعیان به شدت بر مواضع آن متقن و محکمیم.

  4. سیدمسعود امیدی

    با سلام و تحیت حضور انور جناب آقای دکتر بازودار

    با مطالب مطروحه کاملا موافقم بویژه به روایت مذکور از حضرت ختمی مرتبت(ص) که میفرماید:ان مدینة العلم و علی بابها
    لذا دسترسی به ساحت مقدس پیامبر، و ورود به بطن اسلام، از طریق حضرت امیر(ع) ممکن و میسر است.
    البته این امر در شهادت ثلاثه یکی از اختلافات عمیق شیعه و سنی میباشد که فی الواقع ریشه در ماجرای ظالمانه ثقیفه بنی ساعده دارد که در آن در حق اول مظلوم عالم اسلام ، حضرت امیر(ع) ظلم عیان و آشکار کردند و علیرغم تاکیید پیامبر اکرم(ص) وی را به ولی امر مسلمین نکردند و خلفا سه گانه بر مسند حاکمیت نشستند.

    نتیجه اینکه ذکر شهادت ثلاثه، به نحوی شعار شیعیان است که در هر اذان آنرا متذکر میشوند و به جهانیان میگویند که علی(ع) ولی خداست. …

    • سلام جناب آقای دکتر ومهندس امیدی گرانقدر.باتشکر از اظهار نظر شما.موفق باشید

    • وحید شیرغلامی

      با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار.با تشکر از شما بخاطر ارائه ی مستندات.
      هم چنین اینکه گفتن شهادت ثالثه زمانی که تقیه از شیعه برداشته شد مرسوم گردید. مجلسی اولی گوید: عمل شیعه از قدیم الایام بر آن بوده است. از کلام شیخ صدوق (ره) معلوم میشود که گروهی به گفتن شهادت ثالثه پایبند بوده اند. در تاریخ آمده است که احمد بن عبدالله وقتی وارد شهر حمص شد در سال 291 ق. فرمان داد تا دو جملة «اشهد ان علیاً ولی المؤمنین» و «حی علی خیر العمل» را در اذان بگویند.

      ابن بطوطه نیز در سفرنامة خود در سال 729 ق. در مورد شهر قطیف از بحرین، ضمن توصیف شهر و مردم آن آورده است: مؤذن شهر بعد از شهادتین، «اشهد ان علیاً ولی الله» میگوید.
      علمای شیعه از قدیم الایام تاکنون، جز اندکی، به جواز، استحباب یا وجوب شهادت به ولایت حضرت علی (ع) در اذان فتوا دادهاند.
      ادلة مربوطه به شهادت ثالثه به دو دسته تقسیم میشوند. 1. ادلة اولیه؛ 2. ادلة ثانویه.
      ادلة اولیه، دو گروهاند: روایات خاص در خصوص اذان و روایات عام دربارة فضائل حضرت علی (ع) که استحباب شهادت ثالثه را در همهجا، از جمله اذان، میرساند. در ادامه، برخی مؤیدات نسبت به این حکم را ذکر میکنیم.
      دلیل ثانوی، تعظیم شعائر است.
      به جهت احترام قرآن مجید و اختصارِ بحث ادلة ثانویه، آن را مقدم میداریم.
      خداوند متعال میفرماید: «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ، «هر که شعائر الاهی را تعظیم نماید این از تقوای دل است». امروز قطعاً شهادت به ولایت، مثل گفتن «حی علی خیرالعمل»، از شعائر الاهی است و به حکم قرآن مجید، رعایت و تعظیم آن مورد تأکید است؛ همانگونه که نفس اذان نیز از شعائر الاهی است. این شعار نه در اسلام، که قبل از آن در عوالم خلقت نیز بر پا بوده است

  5. مسعود عطایی

    جناب استاد بازودار سلام علیکم.باتشکر از زحمات گرانقدر شما برای ارائه این مطالب.دیدگاه شخصی بنده:همه مسلمانان، از جمله شیعیان، معتقدند که گفتن «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ» و «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ» برای ورود به اسلام کفایت می‌کند، و نیز همین دو عبارت جزء اذان و اقامه و نیز تشهد نماز هستند.در مورد اذان: اکثر مراجع تقلید شیعه در رساله توضیح المسائل شان نوشته‌اند: «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيًّا وَلِيُّ ٱللَّٰهِ» جزء اذان و اقامه نیست، ولی خوب است بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ»، بدون قصد ورود و جزئیت، به قصد قربت و به عنوان ذکر مطلق گفته شود؛ مانند صلوات بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ».[۲] برخی مراجع تقلید معتقدند که این عبارت باید طوری گفته شود که شبیه جملات اذان و اقامه نگرددسید موسی شبیری زنجانی: خوب است که پس از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ» به قصد تیمن و تبرّک، شهادت به ولایت و امامت بلا فصل حضرت امیر المؤمنین و سایر معصومین علیهم السلام به نحوی که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد؛ ذکر گردد ناصر مکارم شیرازی: به قصد تبرّک گفته شود، لکن به صورتی که برای شنونده معلوم شود جزءِ آن نیست؛ مثلاً با تغییر تعداد یا کیفیت بیان آن. یا مثلاً گاهی بگویند و گاهی ترک نمایند تا جزئیّت از آن انتزاع و فهمیده نشود.
    اهل سنت بر حذف «حی علی خیرالعمل» و اضافه کردن «الصلاه خیر من النوم» اصرار کردند. پیروان اهل البیت (ع) با اصرار بر حذف «الصلاه خیر من النوم» و گفتن «حی علی خیر العمل» و شهادت به ولایت حضرت علی (ع) بعد از شهادت به رسالت حضرت محمد (ص)، اذان را شعار اسلام و مکتب اهل بیت (ع) قرار دادند. در طول تاریخ، گفتن «حی علی خیر العمل» و شهادت «به ولایت حضرت علی (ع)»، علامت تشیع و حاکمیت آن گردید. مثلاً در حادثة قیام زید بن علی الشهید در سال 122ق.، وی دستور داد تا مؤذن «حی علی خیر العمل» را بگوید. فرزند شهیدش یحیی بن زید نیز چنین روشی را برگزید.
    گفتن شهادت ثالثه زمانی که تقیه از شیعه برداشته شد مرسوم گردید. مجلسی اولی گوید: عمل شیعه از قدیم الایام بر آن بوده است. از کلام شیخ صدوق (ره) معلوم میشود که گروهی به گفتن شهادت ثالثه پایبند بودهاند. در تاریخ آمده است که احمد بن عبدالله وقتی وارد شهر حمص شد در سال 291 ق. فرمان داد تا دو جملة «اشهد ان علیاً ولی المؤمنین» و «حی علی خیر العمل» را در اذان بگویند.

  6. محمدرضا مکاری دانشجوی گلبهار

    سلام عرض ادب خدمت استاد گرانقدر دکتر بازودار عزیز دانشجوی شما محمدرضا مکاری رزق آباد

    آنگونه كه شايسته آن بود درپاسداشت اين حادثه عظيم حركت و تكاپو نكردند و جاهلانه راه ارتداد را پيمودند و در نتيجه «غدير» مظلوم واقع شد و مظلوميت را براي نخستين بار تجربه كرد!
    2- مظلوميت غدير به واسطه توجيهات سخنان پيامبر(ص)
    بنا به نقل كتب بي شمار روايي و حديثي، پيامبر گرامي اسلام(ص) در خطبه شريف خودكه در روز هجدهم ذي حجه سال دهم هجري و در محل غديرخم ايراد فرمودند، از علي(علیه السلام) با عنوان «مولا» ياد فرموده و به هنگام تعيين آن حضرت(علیه السلام) به عنوان رهبر مسلمانان پس از خود چنين فرمودند:
    «ان الله مولاي و انا مولي المؤمنين و انا اولي بهم من انفسهم، فمن كنت مولاه، فعلي مولاه… اللهم وال من والاه و عاد من عاداه…»
    «خداوند مولاي من، و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارتر هستم. هان اي مردم، هركس كه من مولاي او هستم، علي هم مولاي اوست… پروردگارا دوست بدار كسي را كه علي دوست بدارد و دشمن بدار كسي را كه علي را دشمن بدارد…»(2)
    آنچه مسلم است با توجه به آيات نازله پيرامون حادثه غدير و نيز مفاد خطبه غديريه پيامبر(ص) ونيز نحوه برخورد آن حضرت(ص) با اين حادثه و مأموريت و حتي چگونگي عملكرد مسلمانان و صحابه پيامبر(ص) دراين ماجرا وتبريك گفتن شان به علي(علیه السلام) و بيعت با آن حضرت(علیه السلام)، اين مطلب به اثبات ميرسد كه هدف از اين امر و مقصود پيامبر(ص) از كلمه مولا در خطبه شريف غدير، چيزي جز ولايت به معناي سرپرستي و زمامداري مسلمانان و جامعه اسلامي نمي باشد كه دلايل مشروح اين مطلب در كتب مربوطه و ازجمله كتاب شريف «الغدير» اثر گرانسنگ مرحوم اميني آورده شده است.
    اما بهانه جويان، پس از رحلت نبي مكرم اسلام(ص) دست به كار توجيه سخنان آن حضرت(ص) شدند و گفتند كه مقصود پيامبر(ص) از كلمه «مولا» در خطبه غديريه تنها دوستي و اظهار محبت بوده است و نه حكومت و زمامداري!! كه صدالبته اگر حق همين توجيه را نسبت به سخنان پيامبر(ص) در خطبه غدير بپذيريم بازهم راهي جز سرسپردن به حكومت و خلافت علي(علیه السلام) باقي نمي ماند، چرا كه همگان مي دانند اظهار دوستي نسبت به يكنفر و يا يك گروه، مستلزم حركت در مسير خواسته ها و اهداف اوست و بدون اين، اصولا اظهار دوستي و مودت بيهوده بوده و امري لغو و باطل است. آخر چگونه ميتوان نسبت به كسي دوست بود و او را دوست خود برگزيد ولي در حق او ظلم رواداشت و به حقوق او تجاوز كرد؟!
    پس اينان چگونه دوستاني بودند كه در حال اضطرار اهل بيت پيامبر(ص) و به هنگامي كه آن حضرت عليهم السلام براي احقاق حق خود، دست ياري به سويشان دراز كردند، ازياري شان خودداري كرده و در كنج لانه هاي خود خزيدند.
    درهر صورت، توجيه گران سخنان روشن و بي نياز از تفسير پيامبر(ص) در خطبه غدير، با اين عمل خود نه تنها در حق صاحب اين سخنان جفا روا داشتند كه «غدير» و حادثه «غدير» را هم با ظلم خود مظلوم قراردادند. و آن خاطره پرشكوه تاريخي را در حد يك خاطره كم اهميت و كوچك از يك مهماني يكروزه كه تنها هدفش ابراز محبت نسبت به يك فرد ميباشد تنزل دادند.
    3- مظلوميت موضوع غدير .
    چنانكه اشاره شد، مهمترين موضوعي كه باعث شد پيامبر گرامي اسلام(ص) آن گروه كثير و جمعيت خسته از اعمال حج را در آن گرماي طاقت فرسا متوقف ساخته و حركت به سمت مكه و ساير بلاد اسلامي را به تاخير اندازند، موضوع مهم و اساسي «ولايت» و «امارت» و «خلافت اسلامي» پس از خود بود كه صد البته ريشه در وحي و فرمان الهي داشت همين ممانعت از ادامه دادن به مسير و تحمل آن گرماي سوزان عليرغم تذكرات مكرر قبلي و به مناسبت هاي مختلف نسبت به زعامت علي(علیه السلام) پس از خود نظير ماجراي «يوم الانذار» كه در آغازين روزهاي بعثت آن حضرت(ص) روي داد و همچنين نزول آيات متعدد در اين باره نظير آيه ولايت (آيه 55 سوره مباركه مائده)، و نيز احاديث مكرر آن حضرت(ص) همچون حديث ثقلين، حديث منزلت، حديث سفينه و… نشان دهنده اهميت موضوع «غدير» يعني امر «ولايت و زعامت» است. امري كه بدون آن بنا به نص صريح آيه 67 سوره مباركه مائده، اصولا تمامي زحمات طاقت فرساي پيامبر(ص)در ابلاغ احكام الهي و تبليغ دين مبين اسلام، بي-نتيجه مانده و به تعبير قرآن كريم «هباء منثورا» خواهد بود. پس نتيجه آنكه تمامي تلاشهاي 23 ساله پيامبر(ص) وابسته به غدير و حادثه غدير و موضوع غدير است و بدون غدير، اسلام، ابتر و ناقص خواهد بود. اين سخن بدين معناست كه اسلام بدون غدير يعني بي ديني، شرك، بازگشت به جاهليت و نقطه آغاز و صدالبته جاهليتي بسيار سهمگين تر از جاهليت اوليه!! چرا كه جاهليت قبل از اسلام، جاهليت عاري از علم و آگاهي بود و همين نبود علم و آگاهي دايره تبهكاري را محدودتر مي سازد از هنگامي كه با علم و دانشي ناقص و اندك و بدون راهنما و معلمي مهذب، آميخته گردد. به تعبير ديگر جاهليت پس از پيامبر(ص) كه شامل اسلام بدون ولايت مي شد خطرناكتر از جاهليت نخست بود كه اصلا ا

    انشاالله بعد از شکست کرونا هیئت های مذهبی شروع به فعالیت کنه و بتونیم از شما استفاده بهینه کنیم ?

  7. باسلام و احترام
    مخالفان مکتب تشیع از همواره از دیرباز تا کنون سعی در کمرنگ نشان دادن ارزش های واقعی اسلام و مخفی نگه دااشتن حقیقت ولایت ،دارند.
    در این میان ذکر شهادت ثالثه که همان شهادت به ولایت امیرالمومین(ع) در اذان و اقامه می باشد از حساسیت خاصی برخوردار می باشد تا جاییکه مخالفان مکتب تشیع بر اساس یک برداشت سطحی اشکالی را مطرح نمودند که طی آن ذکر شهادت ثالثه را بدعت در اذان می دانند که نوعی بدعت به شمار می رود که امری زشت و ناپسند است.

  8. سجاد رضایی یزدی

    ممنون از مطالب مفیدتون جناب دکتر بازودار

  9. محمد میرحسینی زمانی

    سلام خدمت استاد گرانقدر ممنون بابت مطلب آموزنده ی شما.

  10. محمد میرحسینی زمانی

    باسلام و احترام
    شهادت ثالثه همان شهادت بر ولایت امیرالمومنین و یکی از موضوعات اختلاف بین شیعه و سنی که مخالفان این امر درواقع مخالف ولایت حضرت بودند که بعد از گذشت چندین سال هنوز هم این اختلافات هست و بیشتر شده.

  11. علیرضا وطن دوست

    با سلام‌خدمت استاد عزیز
    در حقانیت و ولایت حضرت علی(ع)و جانشین پیامبر (ص)بودن ایشان هیچ شکی نیست و منظور شیعیان از گفتن شهادت ثالثه ولایت امیرالموئمنین (ع)است و مستحب بودن آن به قصد تبرک و قربت اشکالی ندارد (بر طبق گفته های شما )ولی به نوعی گفتن شهادت ثالثه در اذان حکم تبلیغ و فهماندن ارزش بالای حضرت علی(ع)در اسلام و‌جهان است

  12. شهادت ثالثه گواهی‌دادن به ولایت حضرت علی(ع) پس از شهادتین  در اذان است. شهادت ثالثه در منابع و احادیث شیعه به‌عنوان بخشی از اذان و اقامه مطرح نشده است. به نظر بیشتر عالمان شیعه این فراز جزء اذان و اقامه نیست؛ اما گفتن آن به قصد قربت و به‌گونه‌ای که مشخص شود جزء اذان و اقامه نیست، مستحب و جایز است.شهادت ثالثه، یعنی سومین گواهی که بعد از شهادتین دو گواهی قبلی: شهادت دادن به توحید و نبوت، شهادت دادن به امامت و ولایت علی بن ابی طالب است

  13. سید علیرضا موسوی

    با سلام خدمت دکتر بازودار و ممنون بخاطر این مطالب و اطلاعات عالی که به اشتراک میذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *